کد خبر: ١٦٧٦٦   نسخه چاپی  
  • تاریخ درج خبر:1399/09/01-١٨:١٦

خیمه سنگین سیاست بر ورزش

 

حسین دلیر / روزنامه‌نگار

آبادان خبر _ این روزها، پیش نشانه‌های تغییر در اداره ورزش و جوانان آبادان بیش از همیشه به چشم می‌آید. تردیدی نیست به زودی «علی رضایی‌شکیب»، صندلی لرزان مدیریتش در این اداره را به فرد دیگری می‌سپارد. درک این موضوع چنان سخت و پیچیده نیست. تلاش‌های ماه‌های اخیر وی برای انتقال به نهاد ورزش استانی دیگر، نشان می‌دهد این خواسته را خود او بیش از هر فرد دیگری دارد. مثلا انتقال به استانی که فرماندار پیشین آبادان، اکنون سکاندار استانداری‌اش است. رضایی، بیش از دو ماه می‌شود تقریبا اداره‌ی ورزش را رها کرده و به صورت موردی به این اداره تردد می‌کند.
همین عدم تمایل و بروز پاره‌ای از مشکلات همچون سرقت تجهیزات و اموال سالن‌های ورزشی؛ بدهی‌های زیاد؛ انفعال اداره کل ورزش؛ انتقادهای خانواده ورزش؛ بلاتکلیفی دوران همه‌گیری کرونا و... مهم‌ترین نشانگان وجود مشکل اساسی در نهاد ورزش آبادان هستند. اصرار بر ماندن رضایی و تردید ماه‌های اخیر مدیرکل ورزش و جوانان منطقه آزاد اروند در معرفی گزینه‌ی جایگزین؛ علاوه بر افزایش قابل توجه خسارت‌ها، دامنه‌ی انفعال و بلاتکلیفی ورزش در کل منطقه آزاد اروند را نشان می‌دهد.
در این نوشته برآنم به نکته‌ای مهم‌تر از نقد عملکرد مدیر ورزش آبادان اشاره کنم. دور تسلسل‌آمیز دخالت‌ها و انتصاب‌های سیاسی به ویژه در اداره‌ای چون ورزش و جوانان؛ سرشتی شبیه به همان سرنوشت‌های محتوم پیشین داراست. ورزش آبادان چند سالی می‌شود که همچون سایر حوزه‌ها، مبتلا به سیاست‌ورزی و دخالت‌های مردان سیاست شده است.
همزمان با بحث تغییر سرپرست اداره ورزش و جوانان آبادان، رایزنی‌ها و لابی‌گری گسترده‌ای برای جانشینی وی صورت گرفته است. پیشتر در نوشتاری انتقادی با عنوان «ذبح ورزش به پای عروس سیاست» به احتمال برکناری «علی رضایی‌شکیب» اشاره کردم. حتی آن تلنگرها و نقدهای آشکار علیه وضعیت موجود نتوانست به مثابه یک شوک، رویه‌ی منفعل جاری در ورزش آبادان را به وضعیت مطلوب مبدل سازد. آن نقد اگر تلنگری در ورزش نشد، به جایش بهانه‌ای برای بازیگران میدان سیاست با انگیزه‌ی معرفی گزینه مطلوب گشت.
این روزها، رایزنی‌ها و تلاش‌هایی از سوی برخی نمایندگان مجلس برای معرفی رییس جدید اداره ورزش و جوانان آبادان آغاز شده و همین تکاپوها، جابجایی در رأس این اداره را محتمل می‌سازد.
رضایی‌شکیب در نخستین روز دی ماه 1396 با حکم «پیمان ادیبی»، مدیر کل پیشین ورزش و جوانان منطقه آزاد اروند؛ به عنوان «کفیل» اداره ورزش و جوانان آبادان منصوب شد. در آن روزها نقدهایی با موضوع رشد غیرطبیعی افراد برای رسیدن به پست‌های مدیریتی در برخی رسانه‌ها مطرح بود و اینکه این دست انتصاب‌ها بیش از شایستگی افراد، حاصل امتیازهای نامتعارفی چون رانت و ارتباطات سیاسی است!
در این دو سال و 11 ماهی که از کفالت، سرپرستی یا ریاست او می‌گذرد، مجموعه‌ی خطاهای محاسباتی در امور سیاسی-انتخاباتی؛ اصلی‌ترین عامل بر هم زننده برآورد مدیران جوان ورزش در منطقه و شهرستان بوده است.
با جمع‌بندی شرایط کنونی اداره ورزش، می‌توان در اینباره داوری کرد که بهای اعتماد به جوانی که نه تجربه‌ی مدیریت در سیستم گسترده ورزش را داشت و نه تخصص لازم، چگونه منجر به فرصت‌سوزی در این حوزه شد. اراده‌ای سیاسی که بی‌توجه به توانمندی مدیریتی، تنها جوان‌گرایی را دستاویز چنین انتصاب تعجب‌آوری در آن روزها قرار داد.
تغییر مدیریت اگر به توانمندی بیشتر مجموعه بیانجامد، رویکردی مثبت است اما وقتی پای منافع فردی به میان آید؛ تردیدی برای انتقاد باقی نمی‌ماند. انتقاد پیش‌رو در پی همین مسئولیت اجتماعی و اخلاقی طرح شده است.
از نظر اخلاقی قصد نداشتم گزینه‌های مطرح شده برای ریاست اداره ورزش آبادان را معرفی کنم. دست‌کم از نظر حرفه‌ای چنین کاری زیبنده‌ی روزنامه‌نگاری معیار نیست! وانگهی اهمیت موضوع و ضرورت برخورد شفاف با جامعه‌ی ورزش آبادان به عنوان رفتاری فراموش شده، ایجاب می‌کرد از این معیارهای حرفه‌ای عدول کنم.
« «بهروز رنجبر»، مسئول پیشین تربیت بدنی آموزشگاه‌های آبادان؛ «حیدر ماموسی»، معاون دبیرستان روزبه و معاون پیشین اداره آموزش و پرورش آبادان؛ «امین صابری»، سرپرست اسبق اداره ورزش و جوانان خرمشهر؛ «حسن کوراوند»، معاون پرورشی اداره آموزش و پرورش آبادان؛ «هادی لویمی»، کارمند آموزش و پرورش اروندکنار و «محمود محمدی»، یکی از معاونان اداره ورزش و جوانان آبادان؛ جدی‌ترین گزینه‌هایی هستند که در لابی‌ها و گعده‌های این روزها نام‌شان پربسامدتر از دیگران به زبان آورده می‌شود.
وجه مشترک بیشتر این گزینه‌ها، غیرآبادانی بودن؛ ارتباط آشکار و نزدیکشان با برخی نمایندگان مجلس و ناتوانی‌شان در مدیریت‌های پیشین و کنونی است. داوری در مورد مطلوب بودن این گزینه بر عهده‌ی خانواده بزرگ ورزش آبادان است. خانواده‌ای 20 هزار نفره که قطعا نقد و نظرهای مهمی درباره این گزینه‌ها خواهند داشت.
به جز گزینه‌های مطرح شده، نام‌های دیگری توسط برخی دیگر از بازیگردانان در حاشیه نیز مطرح شده که به دلیل موانع محرز شغلی و حتی تحصیلی این افراد، از ذکر نامشان خودداری کردم.
در تنگنای مجال و شتابزگی که نمایندگان محترم؛ دلسوزانه به صرافت افتاده و خواهان معرفی گزینه‌ی مطلوب خود برای تصدی سمت ریاست ورزش و جوانان در آبادان هستند، بد نیست به چند ویژگی برای متصدی پیشنهادی خود توجه نمایند.
یک فرد صرف قرارگیری در دایره‌ی پیرامون‌تان، گزینه‌ی مطلوبی برای واسپاری چنین مسئولیت مهمی نیست. برخورداری از تحصیلات و تخصص ورزشی را اولویت اول؛ آشنایی با پیشینه ورزش این دیار و توانایی برقراری ارتباط با همه‌ی اقشار را اولویت دوم؛ اینکه ورزشکاری میدان‌دیده و توانا به درک میدانی تهدیدها و فرصت‌های ورزش باشد را هم برای اولویت سوم بگذارید. برخورداری از برنامه‌ی عملیاتی برای خروج ورزش آبادان از رکود و سکون؛ برخورداری از روحیه‌ی نشاط و جوانی؛ توانایی برقراری ارتباط و رایزنی با دیگر نهادها؛ باورمندی به مشورت‌پذیری و رفتار مشارکت‌جویانه؛ دارا بودن شجاعت لازم برای اخذ تصمیمات مستقل از خواست غیرورزشی‌ها و در آخر توانایی ذاتی اعمال مدیریت مقتدر؛ مشخصه‌های دیگر «مدیر مطلوب» برای تصدی این پست هستند.
این موارد شاید ملاک‌های سخت‌گیرانه‌ای باشند. آن هم برای اداره‌ای که به ادعای برخی نمایندگان ادوار چنان اهمیتی ندارد که بخواهند برای رفع چالش‌هایش، وقت صرف کنند؛ اما اهل ورزش می‌دانند، ریاست این اداره مهم باید در اختیار فردی باشد که حقیقتاً اهلش بوده و نه وارداتی فلان لابی و گعده‌ی سیاسی!
حال که هیچ ایده و رویکرد نوینی در نهاد ورزش و جوانان آبادان وجود ندارد و انفعال بیشترین موجودی این حوزه است، معاون استاندار و فرماندار ویژه شهرستان آبادان در معرض آزمون و محکی جدی قرار دارد. سید زین‌العابدین موسوی، روز شنبه 25 مرداد سال‌جاری در جلسه شورای اداری گفته است؛ «فهرست مدیران ناکارآمد را به مردم اعلام و این مدیران ضعیف و ناتوان از مسئولیت دستگاه اجرایی کنار گذاشته می‌شوند.»
با توجه به شرایط نامطلوب ورزش آبادان، باید تا تحقق وعده‌ی نماینده‌ی عالی دولت در شهرستان، امیدوارانه فعلاً منتظر ماند. فراموش نکنیم همواره نیازها و ضرورت‌ها است که افراد را به کنش‌ها و تغییرات وادار می‌کند. بنابراین درک این نیاز و ضرورت، پس از جامعه‌ی ورزش به اراده‌ی مدیران متنفذ و سیاسیون قدرتمند مرتبط است.
در نوشتار بعدی سعی می‌کنم از زاویه‌ای دیگر به بررسی وجاهت و ماهیت قانونی اداره کل ورزش و جوانان منطقه آزاد اروند بپردازم. با طرح این پرسش کلی که آیا باید همان جایگاهی را برای اداره کل ورزش اروند قائل بود که برای دیگر ادارات کل استانی قائلیم؟!
خوزستان،اخبارخوزستان،آبادان نیوز،خبرخوزستان،اخبار خوزستان،آبادان،خبرآبادان،اخبارآبادان،خبر آبادان،اخبار آبادان،منطقه آزاد اروند،آبادان خبر،خبر خوزستان

امتیازدهی
نظرات بینندگان
کاربر مهمان
1399/09/03 10:19
0
0
سلام نقد خوبی بود، فرد مورد نظر رو هم اعلام کنید یعنی متخصص،جوان،شجاع،آبادانی و...
کاربر مهمان
1399/09/02 3:2
0
0
اهالی ورزش آبادان بهتر است به جای دامن زدن به اختلافات قدیمی جلوی گزینه های تحمیلی را در اداره ای که متعلق به خودشان است بگیرند. چه این گزینه های مطرح شده چه گزینه که ممکن است بعدا مطرح شوند نباید به خاطر رابطه با سیاسیون استحقاق مدیریت در اداره ورزش را داشته باشند.
کاربر مهمان
1399/09/01 23:0
0
0
احسنت آقا حسین واقعن جا این نقد ها خالی بود تشکر
کاربر مهمان
1399/09/01 22:53
0
0
واقعا جای بسی تاسف است که نمایند ای برای حفظ رای خود در ورزش دست به لابی گری بزنند. کاش مهره ای را که شرایط داشته باشد معرفی کنند گرچه مدیران منطقه هیچ وقت می خواهند ریاست اداره آبادان و خرمشهر به کسی داده شود که نسبت به آنها ارجح تر باشد تا بتوانند به آنها امر و نهی کنند . دلیل عقب ماندگی دیار پر استعداد اروند همین است
کاربر مهمان
1399/09/01 22:50
0
0
درکنایه ادبی به این نوع افشاگری میگن آب در خوابگه مورچگان ریختن . الانه که همشون بریزن بیرون ...
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: